محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
79
خلاصة الحكمة ( فارسى )
برودت نيز گفتهاند . سوم : شَحم ؛ به فتح شين معجمه و سكون حاى مهمله و ميم ؛ يعنى پيه . و آن ، جسمى است سفيد ، صلبتر از سَمين ، [ كه ] متولد از مائيت دم [ است ] . و فاعل انعقاد آن ، برودتِ زياده از سَمين است . و به رسيدن حرارتِ بسيار بدين و به سَمين ، گداخته مىگردند . و بر روى اعضاء عصبانى ، كشيده و چسبيدهاند . و فايدهء آن هر دو : چرب و نرم و ملايم داشتن اعصاب و اعضاست و اعانت بر حركات ؛ كه از حركاتِ مُسَخِّنهء محلّلهء رطوبات ، خشكى و صلابت در آنها عارض نگردد و از حركات باز نمانند . اعضاء مركبه - كه اعضاء آليه نيز نامند - اعضايىاند كه جزءِ آنها با كلّ آنها « 1 » ، در اسم و رسم و حدّ مساوى نباشند ، و اطلاق كلّ بر جزء صادق نيايد ؛ مانند آنكه يك بند انگشت را انگشت ، و يك انگشت را دست ، و گوش و بينى و چشم - هر يك - را سر نگويند . [ فايده ] : همچنين هر يك از آنها - خواه مركّبه و خواه مفرده - آلت و خادم نفس ناطقهاند ؛ مانند : قلب و دماغ و كبد كه آلت و محلّ ارواح و قواى ثلاثهاند كه حيات و حسّ و حركات و تغذيه و تنميهء كل اعضاء بدانهاست ، به واسطهء شرائين و اعصاب و آورده . و چشم كه آلت بينايى و گوش كه آلت شنوايى . و بينى كه آلت استشمام روايح . و زبان كه آلت ذوق و چشيدن طعوم . و اعصاب و جلد بدن كه آلت احساس و ادراك ملموسات است . كه به واسطهء دماغ ، ادراك همه را مىنمايد . [ تقسيم اعضاء به رئيس و مرئوس و خادم رئيس ]
--> ( 1 ) . ب : ( آنها ) حذف شده .